تبلیغات
بر و بچه های پشت کنکوری - پ ن پ (سری 4 )

بر و بچه های پشت کنکوری



من : سلام علی خوبی ؟ علی : سلام ،شما ؟ من : آرمینم . علی : اٍ آرمین تویی ؟ من : پـَـ نـَـ پـَـ راهنمای 473 ، بفـــرمائید! .

دیروز یه حلزون پیدا کردم به دادشم نشون دادم میگم ببین چه خشگله.میگه اینو از تو باغچه پیدا کردی؟
پـَـ نـَـ پـَـ این حلرزون گوشمه.جاش تنگ بود اون تو آوردمشون بیرون یه نفسی تازه کنه

با کلی تلاش و زحمت و بدبختی دنبال اتوبوسه میدویدم و دستام رو مثه میمون اینور اونور میکردم که بلاخره پشت چراغ قرمز وایساد. اومدم دم در نفس زنون میگم آقا درو میزنی؟
میگه می خوای سوار شی؟ پـَـ نـَـ پـَـ می خوام پیاده شم این مدت هم خیلی زحمتتون دادم.

خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟ میگه خط تلفن؟ پـــ نــه پــــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم.

نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟ پـــ نــه پــــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده

رفتم تو کوچه دارم ماشین می شورم همسایه مون اومده میگه ااا ماشین می شوری
پ نه پ حوصله ام سر رفته دارم با ماشینم آب بازی می کنم!!

سیگارو میبینه تو دستما...!!!! بازم سوال میکنه سیگار میکشی؟؟؟
پ نــه پ میخوام با دودش مثل سرخپوستا باهات رمزی حرف بزنم ببینم به چند زبان غیر زنده تسلط داری ...!!!!

آقا کامپیوتره خونه رو آورده واسه ویروس کشی میگه با نرم افزار ویروس کشی میکنین پ نه پ میندازیمش تو آب جوش تا پاستوریزه شه ویروساش بمیرن

وسط جاده خلخال زنجان پنچری ماشینمو می گرفتم یه آقاه رسید گفت پنچر شدی؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لاستیکم گرمش شد در آوردم هوا بخوره!!!!!

اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم ... رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم

با رفقا رفتیم باغمون ، سیخ های جوجه رو گذاشتیم رو منقل دیدیم چند جفت مرغ و خروس دارن کنار منقل پرسه می زنن ، رفیقم میگه : لونه شون این طرفاست ؟ پَ نه پَ اومدن فیلم ترسناک ببینن !

رفتم مغازه یه سبد پر خرید کردم ، یارو میگه : کیسه هم میخوای ؟ پَ نه پَ فرغون آوردم با اون می برم !

چند نفر با چماق و بیل و کلنگ افتادن به جون هم ، میگه اینا دارن دعوا میکنن ؟ گفتم پَ نه پَدارن تواناییهای فیزیکی خودشونو محک میزنن !

از بیرون اومدم خونه، خیس بارونم…، میگه مگه داره بارون میاد؟ پـَـــ نــه پـَـــ ، حسن آقا داشت ماشینشو میشست دیدم گرممه گفتم شلنگ آبو بگیره روم…!

به دوستم میگم خیلی دوست دارم میگه واقعاااااا؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ دیدم کمبود محبت داری گفتم روحیه بگیری
نوشته شده در یکشنبه 18 تیر 1391 ساعت 04:42 ب.ظ توسط علیرضا نظرات |


Design By : Pichak